تبليغاتX
گل مرداب

گل مرداب

 

 

 

 

 

 

من نشاني از تو ندارم

اما نشاني ام را براي تو مي نويسم

در عصرهاي انتظار

به حوالي بي کسي ام قدم بگذار

خيابان غربت را پيدا کن

و وارد کوچه پس کوجه هاي تنهايي شو

کلبه ی  غريبي ام را پيدا کن

کنار بيد مجنون خزان زده و کنار مرداب آرزوهاي رنگي ام

در کلبه را باز کن و به سراغ بغض خيس پنجره برو

حرير غمش را کنار بزن

مرا خواهي ديد با بغضي کويري

که غرق عصاره ی انتظار ، پشت ديوار دردهايم نشسته ام ...

 

 

 

 

+حک شده در سه شنبه 10 بهمن1385ساعت10:28 PMتوسط پائیز61 | |

 

 

 

 

در این غربت

با هر کس سخن از

 دوستی

گفتم ، اندکی بعد دریافتم

که فقط به فکر

 غارت دلم

بود.

 

 

 

+حک شده در سه شنبه 10 بهمن1385ساعت10:25 PMتوسط پائیز61 |

 

 

خیلی وقته هیچ چیزی اینجا ننوشتم.

دلم اندازه ی مهربونی خدا گرفته.

تو دلم دارم میبینم ته مونده ی خاکستر امید خاموش میشه.

نمی دونم دنبال چه چیزی دارم می گردم.

سرگشته و خسته ام.

برای روزهایی که نیومده دارند می سوزند حسرت می خورم.

 

 

+حک شده در سه شنبه 10 بهمن1385ساعت10:23 PMتوسط پائیز61 |

 

 

 

 

 

 

رسمه که لحظه ی سفر یادگاری به هم میدن

قشنگ ترین هدیه ی تو، تو قلب من یه مشت غمه

 

 

+حک شده در سه شنبه 10 بهمن1385ساعت10:18 PMتوسط پائیز61 |

 

 

 

 

 

 

از تو متشکرم به خاطر اینکه باعث شدی تا بفهم که دوست داشتن کسی که

دیگه دوستت نداره چقدراحمقانه است .
از تو متشکرم به خاطر اینکه به من یاد دادی که راحت بتونم فراموش کنم.

از تو متشکرم به خاطر اینکه به من فهماندی که دلدادگی دروغه

 و هر کس از عشق گفت صددرصد دروغگوی بزرگی خواهد بود .
از تو متشکرم که با رفتنت 
باعث شدی مسیر زندگی ام را عوض کنم.

 

 

 

 

+حک شده در سه شنبه 10 بهمن1385ساعت10:13 PMتوسط پائیز61 |