تبليغاتX
گل مرداب

گل مرداب

 

 

 

 

 

 

رسمش اینه خدا جون ؟!

آخه چرا من ؟ آخه این چه بلایی داری سر من میاری ؟

اخه معرفتت کجاست با مرام ؟ اینه مزد دسته ما ؟

من که همیشه نوکرت بودم ...

 من که الانشم جز تو کسی ندارم آخه توام باید به ما پشت کنی ؟!

من که چند وقته دارم عین آدما زندگی می کنم

 پس چرا بلاهایی که سر حیووانتم نمیاری داری رو من آزمایش می کنی ؟!

دلم ازت گرفته...

دلم از اين دنيا سير شده...

دلم ديگه طاقت شنيدن هيچ حرفي رو نداره

دلم خسته شده...از زندگي... از بودن و تحمل کردن

دلم از نفس کشيدن بيزاره...

آدمام که مثل هم شدن ولی تو که خدایی !

چرا همه ادما دلاشون سياه وتاره ؟

چرا همه خودخواه و مغرور شدن ؟

دیگه هيچکي با هيچکي صادق نيست ...

هيچکي به آدم راست نمي گه...

تو بگوخدا جون تو که دردمو مي دوني تو که مي دوني

و اينطورباهام بد تا مي کني

تو که تنها کسي هستي که از ته دل پيشش گريه کردم

حالا که به مرگم راضي نمیشي ؟

تو برام دعا کن که زودتر بميرم و از اين دنياي نامردی راحت بشم...

 

 

 

+حک شده در جمعه 23 آذر1386ساعت8:18 PMتوسط پائیز61 | |

 

 

 

 

 

ما گذشتيم و گذشت آنچه تو با ما كردي !
مطمئن باش و برو
ضربه‌ات كاري بود !
دل من سخت شكست
وچه زشت
به من و سادگي‌ام خنديدي
به من و عشقي پاك
كه پر از ياد تو بود
و خيالم مي‌گفت

تا ابد مال تو بود.
تو برو، برو تا راحتتر
تكه‌هاي دل خود را آرام سر هم بند زنم
.

 

 

+حک شده در دوشنبه 19 آذر1386ساعت11:11 PMتوسط پائیز61 | |

 

 

 

شب را برای سياهی بی پايانش، برای هزاران راز نگفته ،

برای تنها معبد آرامشم ،‌برای محرم اسرارم ،‌

برای بودن با تو ،‌برای تنهايی های بی تو ،‌برای هزاران هزار حرف نگفته ،‌

 برای سکوت بی پايانش و برای هزاران هزار دليل ديگر دوست دارم.

سکوت را برای صداقتش ،‌برای هزاران نگاه پر معنا ،‌برای تنهائيش ،

برای بی پايانيش دوست دارم.

قانون مرگ يک ديوانه را شايد هيچ کس نفهمد جز تو ...

 مرگ را تنها برای خودم دوست دارم

،‌چون تنها تويی که ميدانی قانون مرگم چيست ؟؟؟

تنها تويی که تمام بند های قانون مرگم را برايم روشن ميسازی!

قانون مرگ را برای سکوت هميشه بی پايانم ،‌

برای رسيدن به تو ،‌برای آرامش ابدی در کنار تو ،‌

برای اينکه تو درستش کردی دوست دارم. تنها تو به من بگو ....

 تو به من بگو حالا که در اين کره خاکی همه مرا ( ديوانه ) می خوانند  حتی (او )

چگونه تنها ترين ديوانه نباشم؟؟؟؟

چگونه لب به خنده بگشايم در صورتی که قلبم مالامال از غم است؟؟؟

چگونه  شاد باشم وقتی که قلبم درگرو خاطرات تو است !

سرزنشم مکن...

 ميدانم از امانتی که تو به من هديه داده ای به درستی مراقبت نکرده ام ،

‌ولی تو....

 را برای هزاران حرفی که از گفتنش عاجزم

 دوست دارم !

 

 

 

+حک شده در دوشنبه 19 آذر1386ساعت10:20 PMتوسط پائیز61 |

 

 

 

 

بودنم را هیچ کس باور نداشت

                        هیچ کس کاری به کار من نداشت                 

              بنویسید بعد مرگم روی سنگ                  

             با خطوطی نرم و زیبا و قشنگ    

                                         آنکه خوابیده در این گور سرد

                                  بودنش را هیچ کس باور نکرد

 

 

+حک شده در دوشنبه 19 آذر1386ساعت10:10 PMتوسط پائیز61 |