تبليغاتX
گل مرداب

گل مرداب

 

 

 

 

 

اينجا من هستم؛ سکوتي محض، سکوتي شکسته و درهم بخاطر هر روز نديدن تو
اينجا من هستم ؛ تهي از زندگي و روزمرد‌گي ، خالي‌تر از هميشه؛

 با کلافي درهم و پيچ در پيچ
معني سکوتم را با چشمانم برايت بارها فرستاده‌ام
اينجا من هستم با آوازي که هرگز نشنيدي
من هستم و سازي مبهم
اينجا من مانده‌ام تنها در پس اندوه صداي کهنه سازم
من هستم و گلي پرپر شده از عشقي کور
من هستم و يکرنگي شکسته‌ام
اينجا در شهري دور من مانده‌ام به انتظار هر لحظه که ميايي
در شهري خاک گرفته و غروبي تنگ ، که سينه‌ام را هر آن مي‌درد
اينجا من مانده‌ام و سرمايي که استخوانم را داغان کرده است
من هستم و سيمايي شکسته‌تر از هميشه

اينجا من هستم و خيال هميشگي چشمان مشکي تو

حتي كلمات هم دگر از نوشتن دردهايم عاجزند

 

 

 

+حک شده در جمعه 20 اردیبهشت1387ساعت9:20 PMتوسط پائیز61 | |

 

 

 

زندگی چیدن سیبی است که باید چید و رفت
زندگی تکرار پاییز است که باید دید و رفت
زندگی رودی است ، جاری ، هر که آمد
کوزه ای شادمان پر کرد و مشتی آب نوشید  و رفت
قاصدک ، این کولی خانه به دوش
روزگارکوچه گردیهای خود را زندگی نامید و رفت

 

 

 

 

+حک شده در جمعه 20 اردیبهشت1387ساعت9:14 PMتوسط پائیز61 |

 

 

 

 

تکیه به شونه هام نکن

من از تو افتاده ترم

ما که به هم نمی رسیم

 بسه دیگه بزار برم

کی گفته بود به جرم عشق

یه عمری پرپرت کنم

یه گوشه یی کنج قفس

چادرغم سرت کنم

من نه قلندر میشمو

نه قهرمان قصه ها

نه برده ی حلقه به گوش

نه مثل اون فرشته ها

من عاشقم...

همین و بس ،

غصه نداره بی کسیم

قشنگیه قسمت ماست

که ما به هم نمی رسیم

 

 

 

 

+حک شده در جمعه 20 اردیبهشت1387ساعت8:12 PMتوسط پائیز61 |

 

 

 

 

  

زندگي خسته کننده است خودت ميداني

مثل مرداب كشنده است خودت ميداني

      هر سلامي كه به من ميشود اينجا پي تو

               حيله گرگ درنده است خودت ميداني

آخر از دست تو يك روز دلم خواهد مرد

 مرگ آغاز پرنده است خودت میداني

                  توي اين بازي تكراري شطرنج جنون

هر كسي باخت برنده است خودت ميداني

نيمه گمشده اي را كه دعايش ميكنم

                   بطن يك قلب تپيده است خودت ميداني

 

 

+حک شده در جمعه 20 اردیبهشت1387ساعت8:7 PMتوسط پائیز61 |