اما من و تو دور از هم می پوسیم غمم از وحشت پوسیدن نیست غمم از زیستن بی تو دراین لحظه ی پر دلهره است دیگر از من تا خاك شدن راهی نیست از سر این بام این صحرا، این دریا پر خواهم زد، خواهم مرد غم تو این غم شیرین را با خود خواهم برد
اما من و تو
دور از هم می پوسیم
غمم از وحشت پوسیدن نیست
غمم از زیستن بی تو دراین لحظه ی پر دلهره است
دیگر از من تا خاك شدن راهی نیست
از سر این بام
این صحرا، این دریا
پر خواهم زد، خواهم مرد
غم تو
این غم شیرین را با خود خواهم برد
+حک شده در یکشنبه 23 فروردین1388ساعت6:8 PMتوسط پائیز61 | | دلم با تو بود تو ولی سرد شدی آنقدر سرد که به ناچار گرمایم را به تو بخشیدم و تو به من تهمت سرد شدن زدی +حک شده در یکشنبه 23 فروردین1388ساعت5:57 PMتوسط پائیز61 | |
دلم با تو بود تو ولی سرد شدی آنقدر سرد که به ناچار گرمایم را به تو بخشیدم و تو به من تهمت سرد شدن زدی
دلم با تو بود
تو ولی سرد شدی
آنقدر سرد که به ناچار گرمایم را به تو بخشیدم
و تو به من تهمت سرد شدن زدی
+حک شده در یکشنبه 23 فروردین1388ساعت5:57 PMتوسط پائیز61 | |
Home Email Night Skin
Dar Khalvat Asheghaneha Doroghi Be Name Eshgh Pesar Eshgh Zadeh Roh,Rah,Aramesh Shekast Khordeh Kolbeh Kharabeh Booseye Eshgh Eshghe Tanha Sheytonak 3Ta Sib Specific Galeri Ax Music Layt Ghaleb